تویی عاشق تر از عشق ...........
ولي در عشق تو دريايي از دل کم مي آرم
اگرچه روبروئي مثل آئينه با من
ولي چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يک دل نه هزار دل همه دلهاي عالم
همه دلها رو ميخوام که عاشق تو باشم
توئي عاشق تر از عشق
توئي شعر مجسم
تو باغ قصه از تو سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شيراز
هزار ميخونه آواز
هزارو يک شب راز
ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام
تو رو بايد مثل گل
نوازش کرد و بوئيد
با هرچي چشم تو دنياست فقط بايد تو رو ديد
تو رو بايد مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هرچي لب تو دنياست تو رو بايد صدا کرد
ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام

لحظه های بیقراری های دل با جوانی رفت و هرگز بر نگشت
مست مست دیوانه دستم بگیر راهی می خانه ام دستم بگیر
من در این مهنت سرای بیکسی با همه بیگانه ام دستم بگیر
دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم
دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم به امید تو نشستم
من به کوی می فروشان میروم افتان و خیزان سر خوش و مستان و غزل خوانم
ساغر و ساقی پناهم من رفیق باده نوشانم
لحظه ای از عمر باقی مانده
ساقی باز کن می خانه را پر شده پیمانه عمر
پر شده پیمانه عمر
پر کن این پیمانه را
روزگار مهربانی ها گذشت همدمی ها همربانی ها گذشت
لحظه های بیقراری های دل با جوانی رفت و هرگز بر نگشت
مست مست دیوانه دستم بگیر راهی می خانه ام دستم بگیر
من در این محنت سرای بیکسی با همه بیگانه ام دستم بگیر
دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم


