تبليغاتX
"نازی دختر اهورایی"

"نازی دختر اهورایی"

تویی عاشق تر از عشق ...........

 
 
اگرچه جاي دل درياي خون در سينه دارم
ولي در عشق تو دريايي از دل کم مي آرم
اگرچه روبروئي مثل آئينه با من
ولي چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يک دل نه هزار دل همه دلهاي عالم
همه دلها رو ميخوام که عاشق تو باشم

توئي عاشق تر از عشق
توئي شعر مجسم
تو باغ قصه از تو سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شيراز
هزار ميخونه آواز
هزارو يک شب راز
ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام
تو رو بايد مثل گل
نوازش کرد و بوئيد
با هرچي چشم تو دنياست فقط بايد تو رو ديد
تو رو بايد مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هرچي لب تو دنياست تو رو بايد صدا کرد

ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام
 
 
روزگار مهربانی ها گذشت همدمی ها همزبانی ها گذشت
لحظه های بیقراری های دل با جوانی رفت و هرگز بر نگشت
مست مست دیوانه دستم بگیر راهی می خانه ام دستم بگیر
من در این مهنت سرای بیکسی با همه بیگانه ام دستم بگیر
دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم

دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم به امید تو نشستم

من به کوی می فروشان میروم افتان و خیزان سر خوش و مستان و غزل خوانم
ساغر و ساقی پناهم من رفیق باده نوشانم
لحظه ای از عمر باقی مانده
ساقی باز کن می خانه را پر شده پیمانه عمر
پر شده پیمانه عمر
پر کن این پیمانه را

روزگار مهربانی ها گذشت همدمی ها همربانی ها گذشت
لحظه های بیقراری های دل با جوانی رفت و هرگز بر نگشت
مست مست دیوانه دستم بگیر راهی می خانه ام دستم بگیر
من در این محنت سرای بیکسی با همه بیگانه ام دستم بگیر
دستم بگیر که زار و خستم مست و خراب و دل شکستم
پشت در می خونه عشق به امید تو نشستم
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/27ساعت 0:5  توسط نازی  | 

تو میتونی ........

تو میتونی من و از پا درآری تو میتونی که اشکم در بیاری
فقط تویی که میتونی عزیزم منو عمری توی کما بزاری
تو میتونی که روحم رو بپاشی تو میتونی دوسم نداشته باشی
آره تویی که میتونی عزیزم بری لحظه ای یاد ما نباشی
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطرات و
تو میتونی نبینی خستگیمو
تو میتونی نفهمی بچگیمو
تو میتونی که نادیده بگیری
تمام لحظه های زندگیمو
بی وفایی تو خونته میدونم
میتونی بگذری اینم میدونم
میدونم میتونی بشنوی ساده
دل و حرمت هر چی هست میدونم
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو
ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطرات و

  من در آيينه رخ خود ديدم

  و به تو حق دادم

  آه می بينم می بينم

  تو به اندازه تنهايی من خوشبختی

  من به اندازه زيبايی تو غمگينم

  چه اميد عبثی

  من چه دارم که تو را در خور؟

                        ـــ هيچ

  من چه دارم که سزاوار تو؟

                      ـــ هيچ

  تو همه هستی من هستی من

  تو همه زندگی من هستی

  تو چه داری همه ؟

                    ـــ همه چيز

  تو چه کم داری؟

                   ـــ هيچ



+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 3:12  توسط نازی  | 

زندگی یعنی .........

 

زندگي يعني عشق،معني راز و نياز،مهر و وفا


زندگي معني لبخند دل انگيزت ،زندگي معني دوست داشتنت.


زندگي قصه تلخ غمت،زندگي يعني تو

زندگي يعني سلام به تمام هستي ات،به كلامت،به خنده ات

به نواي محبتت،قصه ي شاديت،غصه ات،پريشان بودنت،كمكت،محبتت.


زندگي يعني سلام به اميدت ،به سكوت رفتنت،به قشنگي دلت،

به مباركي روز پيوندت.

خوشبختي در زندگي ،موفقيت در عشق و سعادت در آينده ي تو آرزوي من است



 

بين اين همه غريبه
تو به آشنا مي موني
حرفاي تلخي كه دارم
من نگفته ، تو مي دوني
من پر از حرفاي تازه
عاشق گفتن و گفتن
تو با درد من غريبه
اما تشنه ي شنفتن
صداي ترد شكستن
مثل گريه با صدامه
تلخي هق هق گريه
طعم سرد خنده هامه
گرمي دست نوازشگر تو
مرهم زخماي كهنه ي منه
تپش چشمه ي خون تو رگ من
تشنه ي هميشه با تو بودنه
ململ ابري دستات
پر رحمت مثل بارون
ساكت نجيب چشمات
پر غربت بيابون
واسه اينتن برهنه
ناز دست تو لباسه
حس گرم با تو بودن
مثل رؤيا ناشناسه
مثل حس كردن و ديدن
عاشق منظره هايي
دشمن ساده و پاك
پرده ي پنجره هايي




Saeid
With Me

Saeid Poursaeid
Atre Nafashat

Saeid Shahrouz
Temple

Safak Sonmez
I I . Perde

Saman
Ghassam

Sami Yusef
Al Mu'allim

Sami Yusuf
My Ummah

Sandy
Tagh

Sara Said
2005

Scooter
Who's Got the Last Laugh Now?

Seether
Karma And Effect

Shaghayegh
Shaghayegh

Shahram K
Khoshhalam

Shahram Shabpareh
Fire

Shahram Solati
Halite

Shahrooz
First Contact

Shahryar
Parseh

Shakila
Labe Khamoush

Shakira
Oral Fixation Vol. 2

Shakira
Fijacion Oral Vol.1

Shani
Velvet

Shayan
Faghat Baa Toe

Sheren
Top 2003

Sherine
Eenik

Shohreh
Havas

Siavash Ghomayshi
Roozhaye BeeKhatereh

Sirvan Khosravi
To Khial Kardi Beri

Soheil
Your Word

Soraya
Saze Tazeh

Soroush
Ye Donyaa

System of a Down
Hypnotize

System Of A Down
Mezmerize
اینم چند تا آلبوم از خوانندگان ایرانی و خارجی از سایت سرزمین
+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/12ساعت 5:11  توسط نازی  | 

شاملو و شهریار ....

 

با این همه

- ای قلب در به در -

از یاد مبر که ما

- من و تو -

عشق را رعایت کردیم

 

از یاد مبر که ما

- من و تو -

انسان را رعایت کردیم

خود اگر شاهکار خدا

بود ، یا نبود

 

*********

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

نه آفتاب

 

ما بیرون ِ زمان

ایستاده ایم

با دشنه یِ تلخی

در گرده های مان

 

هیچ کس

با هیچ کس

سخن نمی گوید

که خاموشی به هر زبان

در سخن است

 

در مردگان خویش

نظر می بندیم

با طرح خنده ئی

و نوبت خود را

انتظار می کشیم

بی هیچ خنده ئی !

(احمد شاملو)

سلام به همه دوستان خوبم ....اینم چند تا از شعرهای استاد شهریار با دکلمه ...

 خالی از لطف نیست ..که گوش بدین ...خیلی با محتوا هستن .....

واي چه خسته مي کند تنگي اين قفس مرا

1

جواني حسرتا با من وداع جاوداني کرد

2

ستايش مر خدا را شايد و شکر و سپاس او را

3

گشودي چشم در چشم من و رفتي به خواب اصغر

4

روي در کعبه اين کاخ کبود آمده ايم

5

دلم جواب بلي مي دهد صلاي تو را

6

نامه زد بوم از خراسانم که گلشن نيز رفت

7

اي خدا هر خبري مي شنويم

8

فـَرخا چوني و چون مي چرخدت ايام عمر

9

نگاهي کرده در آفاق و ماهي کرده ام پيدا

10

دوستانم ناخلف انگاشتند

11

دلها که آرزوي امام رضا کنند

12

هرکه نه در سايه ايمان شود

13

اي کعبه دري  باز به روي دل ما کن

14

کوره ي عشق بيفروز که کانون باشي

15

چه جاي سر اگر سرور نباشد

16

خبر واي به سر وقت من آمد شب دوش

17

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

18

تا هستم اي رفيق نداني که کيستم

19

آن را که خواندي اي دل غافل حبيب من

20

قمار عاشقان بُردي ندارد از نَـداران پرس

21

تا باد صبا کوي تو اش دسترس افتاد

22

اي فلک خون دل از خوان تو نان، ما را بس

23

شب است و چشم من و شمع اشک بارانند

24

چند بارد غم دنيا به تن تنهايي

25

الا اي نوگل رعنا که رَشک شاخ شمشادي

26

تا که از طارم ميخانه نشان خواهد بود

27

باز پيرانه سرم عشق تو در ياد آمد

28

آوخ آن وحشي غزال دل شکار از من رميد

29

شب است و چشم به راه ستاره ي سحرم

30

يارب آن يوسف گمگشده به من باز رسان

31

ابديت که به هر جلوه تجلا مي کرد

32

ستون عرش خدا قائم از قيام محمد

33

نيما! غم دل گو که غريبانه بگرييم

34

هنوز هست به گوشم صداي سبحاني

35

گذار آرد مه من گاه گه از اشتباه اينجا

36

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

37

در دياري که در او نيست کسي يار کسي

38

بهار آمد و فرخ فرح، فراز آورد

39

بنال اي ني که من غم دارم امشب

40

مرا هر گه بهار آيد به خاطر ياد يار آرد

41

به دوش ِ دل ز غم عشق بارها دارم

42

نفسي داشتم و ناله و شيون کردم

43

ماه من! چهره برافروز که آمد شب عيد

44

ريختم با نوجواني باز طرح زندگاني

45

سر بر آريد حريفان که سبويي بزنيم

46

مرا نديده برفتي، نديده ام بگرفتي

47

صحنه آفاق چون تو ماه ندارد

48

تا نپنداري که من سر پيچم از پيمان پير

49

سري به سينه خود تا صفا تواني يافت

50

دامن مکش به ناز، که هجران کشيده ام

51

آسمان خود خبر از عالم درويشان است

52

تا جلوه کرد طلعت ساقي به جام ما

53

سر خوش آنان که سر خيره به خمخانه زدند

54

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است

55

رقيبت گر هنر هم دزدد از من، من نخواهد شد

56

بود آيا که در صلح وصفا بگشايند

57

همدمان يارب کجا رفتند و ياران را چه شد

58

آنان که سرمه از رد ِ پاي شما کنند

59

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

60

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/06ساعت 2:45  توسط نازی  |