تبليغاتX
"نازی دختر اهورایی"

"نازی دختر اهورایی"

هست و نيست

سراغ من نيا اي عشق 

غم دلبستگي تا كي

به من بخشيده  دلتنگي

شكستهاي پي در پي

چه تلخ گم شدن در خود

به يك بيهوده دل بستن

   چه سخته جنگ من با من

براي موندن و رفتن



از باده "نيست "سرخوشم ،سرخوش ومست!

بيزارم ودلشكسته،از هر چه كه "هست"!!.....

من "هست "به "نيست"دادم،افسوس كه "نيست"

در حسرت"هست"پشت من پاك شكست!.....



+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/02/08ساعت 1:33  توسط نازی  | 

درياي فراموشي

دل من كه از همه چيز ، حتي از اميد خسته شده ،ديگر با آرزوهاي درازخود سر نوشت را آزار نخواهد داد ،اي دره سرسبز دوران خوشي به من فقط پناهگاهي يكروزه بده تا روي بدان كنم و در انتظار مرگ نشينم .

 

جويبار زندگي من نيز بي صدا و گمنام گذشت و اميد بازگشتي نيز به همراه نبرد، روحي آشفته داشتم كه هرگز فروغ روزي روشن در آن منعكس نشد ،در زندگاني خود بيش از آنچه بايد،ديدم و حس كردم و دوست داشتم ،حالا آمده ام تا سراغ" درياي فراموشي" را گيرم ، اي نقاط زيبا ،براي من به صورت كناره هاي اين دريا در آئيد ،زيرا از اين پس فقط فراموشكاري است كه مي تواند براي من خوشبختي بياورد ...خوشبختي كه فقط من و تو در آن سهيم هستيم. فقط من و تو...

+ نوشته شده در  شنبه 1384/02/03ساعت 1:31  توسط نازی  |